من احسا ن ۲۲سا ل داشتم

روزنامه نگاری

اخبار درجه 6 رو تبدیل به اخبار درجه 4 می کنیم و به اسم اخبار درجه 2 می دیم به خورد ملت. مردم هم که یک سره توی گوگل پلاس و ماهواره پلاسن. کاری به کار ما ندارند.

+ ehsan arman ; ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱۱
comment نظرات ()

میم مثل مادربزرگ

با مامان بزرگم و بقیه خانواده رفتیم کاشان خونه دانشجویی دایی ام. هم دانشگاهی هاش که چهار نفرن از خونه رفتن بیرون که ما راحت باشیم.

مامان بزرگم رفته توی حموم. همه شورت و زیر پوش های توی حموم رو ریخته توی یه تشت و داره چنگ می زنه و می شورتشون.

بهش می گم:‌ اینا کثیفه ، بزارین بچه ها خودشون بیان. هر کی شورت خودش رو بشوره.

می گه:‌ چه فرقی می کنه مادرجان،‌ اونا هم مثل بچه های خودم.

+ ehsan arman ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۸
comment نظرات ()

شما یادتون نمیاد

- آقا اجازه می شه بریم دستشویی؟

- نه، چه مرگته همین نیم ساعت پیش رفتی.

+ ehsan arman ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٦
comment نظرات ()

الان معلم ها می ترسن که توسط دانش آموزان تنبیه بدنی بشن

شما یادتون نمیاد، معلم ها خودکار می زاشتن لای انگشت بچه ها فشار می دادن،‌ با گچ نشونه گیری می کردن می زدن توی کله دانش آموز مورد نظر، خط کش رو این قدر محکم می زدن کف دست بچه ها که نصف می شد،‌ناظم ها خیلی که عصبانی می شدن کمربندشون رو هم در می آوردن و ...

ما ابله ها فکر می کردم دارن وظایف قانونی شون رو انجام می دن

+ ehsan arman ; ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٦
comment نظرات ()

نوستالوژی نیمکت

شما یادتون نمیاد. اون موقع ها صندلی تکی نبود. یه نیمکت هایی بود که روی هر کدومش سه نفر می نشستن. روی میز نیمکت هر دانش آموزی یه مرزی داشت که اون مرز به وسیله جوهر خودکار مشخص شده بود. اگه دست کناری ات از اون مرز میومد این طرف تر دستش با خودکار خط خطی می شد.

یکی از شوخی هامون هم این بود که یه نفر می گفت اجازه بقیه می گفتن تو نیمکتت پیازه. احتمالا منظورشون جامیزی نیمکت بود. موقع امتحانات نهایی هم مدرسه ولخرجی می کرد و اجازه می داد روی هر نیمکت دو نفر بشینه.

+ ehsan arman ; ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢
comment نظرات ()